34-خطبه غدیر
حمد و ثنای الهی
امام (ره ) فرمود: «بايستي تا فردا سوسنگرد آزاد شود
يادداشتي به مناسبت سالگرد حماسه آزادسازي سوسنگرد:
بعد از ظهر روز 26 آبانماه سال 1359 آخرين سربازان دشمن بعثي با سراسيمگي و ترس شهر سوسنگرد را ترك كردند و اين شهر دوباره به دست رزمندگان اسلام افتاد.
از آنجا که هیچ خبرنگاری به طور رسمی در این مراسم حضور نداشت، انعکاسی که از این جلسه در برخی رسانه ها منتشر شد، غالباً کامل نبود.
سال 84 به توکلی گفتم شما که مرا دعوت به کاندیداتوری می کنید آیا می دانید که اگر منِ پابرهنه بیایم دوباره انقلاب می شود و بساط اشرافی گری جمع می شود؟

چه میعادگاه خلوت و زیبایی! اسماعیل، در دستهای اراده ابراهیم. سر اسماعیل، در آغوش پدر و نگاه اسماعیل، نه به چشمهای پدر، که به آن سوی ابرها و آسمانها و خدایی که چند لحظه بعدتر را بهتر از همه میدانست.
آن روز، نه گلوی اسماعیل بریده شد و نه ابراهیم پدری را بر بندگی ترجیح داد. تنها رضایت و سرسپردگی به «او» بود که بیداد میکرد، پس به رسم نمایش سرفرازی و قبولی، گوسفندی ذبح شد.
از آن روز بزرگ و باشکوه تاکنون، جشن میعاد اسماعیل و ابراهیم با فرمان پروردگار، هر سال و هر قربان، تکرار میشود که جشن دلدادگی و شیدایی است و در دل ایمان مومنان دوست، آذین پرنشاط قرب و دیدار، بسته میشود. مبارک باد!
عید خون همان «عید اضحى»، به معنى قربانى کردن است. در سرزمین مِنا با قربانى گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل مىشود؛ زیرا فلسفه عمل حجگزار و قربانى کننده این است که او با تمسک به حقیقت «ورع» گلوى دیوِ طمع را مىبرد و آنچه از قربانى به خداى سبحان مىرسد، گوشت و خون نیست، بلکه روح کردار و جان عمل (تقوا) است و حاجى وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیهالسلام است که اسماعیل نفسش را به قربانگاه مىبرد و آن را ذبح مىکند و به لقاءýالله مىرسد. این سخن رهبر فقیدمان است که فرموده است:
عید سعید قربان، عیدى است که انسانýهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مىاندازد. قربانگاهى که درس فداکارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مىدهد.»
قربانى در مِنا مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا که اگر هواى نفس در مِنا قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است و حضرت ابراهیم علیهالسلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جاى فرزندانشان، گوسفند قربانى کنند و حضرت محمد صلى الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جاى پیروى از ناحق، از حق که همان على است،(۲) تبعیت کنند. و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.
عید سعید قربان، عیدى است که انسانýهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مىاندازد. قربانگاهى که درس فداکارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مىدهد.

در این پست به واقعه هایی اشاره می شود که در تاریخ 13 آبان ماه سال های مختلف صورت گرفته است.این وقایع از سال های 1288 تا 1358 مصادف با انقلاب دوم دانشجویان طبقه بندی شده است.

نام: محمد
كنيه: ابو جعفر و ابوجعفر اول .
القاب : باقر, شاكر, هادى , امين , شبيه -به خاطر شباهت ايشان به پيامبراكرم (ص )-.
مـشهورترين لقب آن حضرت , باقر است .
پيامبر اكرم (ص ) به واسطه جابربن عبداللّه انصارى , آن حضرت را به اين لقب, ملقب كرد و به ايشان سلام رساند.
منصب : معصوم هفتم و امام پنجم شيعيان .
تاريخ ولادت : اول رجب سال 57 هجرى . برخى از مورخان , ولادت ايشان را در سوم صفر سال 57 هجرى دانسته اند.
محل تولد: مدينه مشرفه , در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى ).
نسب پدرى : امام زين العابدين , على بن حسين بن على بن ابى طالب (ع ).
نام مادر: فاطمه , دختر امام حسن مجتبى (ع ) كه مكنى به ام عبداللّه بود.
مـدت امـامـت : از زمـان شهادت پدرش , امام زين العابدين (ع ) در سال 95 تا سال114 هجرى , به مدت 20 سال .
تاريخ و سبب شهادت : هفتم ذى حجه سال 114 هجرى , در سن 57 سالگى (و به قولى ربيع الاول يا ربيع الاخر سال 114 هجرى ) به وسيله زهرى كه ابراهيم بن وليد عبدالملك , در ايام خلافت هشام بن عبدالملك , به آن حضرت خورانيد.
محل دفن : قبرستان بقيع , در مدينه مشرفه , در جوار قبر پدرش , امام زين العابدين (ع ) و عمويش , امام حسن مجتبى (ع ) و فرزندش , امام صادق (ع ).
فرزندان :1. امام جعفر صادق (ع ). 2. عبداللّه . 3. ابراهيم . 4. عبيداللّه . 5. على .6. زينب . 7. ام سلمه .
رويدادهاى مهم
1. حـضـور امـام مـحـمد باقر (ع ) در واقعه كربلا, در سن چهار سالگى , به همراه پدرش , امام زين العابدين (ع ) در محرم سال 61 هجرى .
2. شهادت امام زين العابدين (ع ), پدر ارجمند امام محمد باقر (ع ), در سال 95هجرى .
3. مباحثات و احتجاجات امام محمد باقر (ع ) با بزرگان مذاهب و اديان , درباره اثبات حقانيت اهل بيت (ع ).
4. ضـرب سـكه اسلامى , براى پول رايج خلافت اسلامى , و اسقاط سكه رومى توسط عبدالملك بن مروان , در سال 76 هجرى , با مشورت و يارى امام محمدباقر(ع ).(1) 5. احضار امام محمد باقر (ع ) و فرزندش , امام جعفر صادق (ع ) به شام از سوى هشام بن عبدالملك .
6. تـاسـيس پايه هاى اصلى حوزه علوم اهل بيت (ع ) در مدينه , و تربيت شاگردان مبرز توسط امام محمد باقر(ع ).
7. مـسـمـومـيت و شهادت امام محمد باقر (ع ), درسال 114 هجرى , به دست ابراهيم بن وليد بن عبدالملك , والى مدينه , به دستور خليفه وقت , هشام بن عبدالملك .
8. به خاك سپارى بدن مطهر امام محمد باقر (ع ) در قبرستان بقيع , در مدينه , دركنار قبر پدرش , امـام زيـن الـعـابـديـن (ع ) و عمويش , امام حسن مجتبى (ع ), توسطامام جعفر صادق (ع ) و ساير بازماندگان .
ايشان اوقـات شـب را مـيان خود, مادر و خواهر خويش تقسيم كرده بود تا هر كدام ازآنان ثلث شب را بيدار بوده و به نماز و تهجد بپردازند. چون خواهرش درگذشت ,شب را با مادرش تقسيم كرد كه هر كدام نيمى از آن را مشغول عبادت باشند و چون مادرش وفات يافت , وى تمام شب را بيدار بود و به راز و نياز مى پرداخت.
مـحـمـد بن منكدر روزى در جمع مريدانش گفت : من گمان نداشتم كه على بن حسين (زين الـعـابـدين ) خلفى چون خود به يادگار گذاشته باشد تا اين كه روزى فرزندش محمد باقر (ع ) را ديـدم و خـواسـتـم وى را پندى دهم , اما او به من پندى داد ودرسى آموخت . مريدانش پرسيدند: مـحـمـد باقر (ع ) به چه چيز تو را پند داد؟
وى جريان ملاقات خويش با امام محمد باقر (ع ) را اين گونه بيان كرد: در يـكـى از روزهاى بسيار گرم , براى انجام كارى به بيرون مدينه مى رفتم , در بين راه محمد بن على (ع ) را ديدم كه فربه و تناور بود و بر دو غلام خويش تكيه كرده ,مى آمد. با خود گفتم بزرگى از بـزرگـان قـريـش براى طلب دنيا در چنين حالتى بيرون آمده است , هم اكنون وى را موعظه خواهم كرد. هـمـيـن كه به او رسيدم , سلام كردم . محمد بن على (ع ) نفس زنان و عرق ريزان جواب سلام مرا داد.
فارس: اوج صحبت های حضرت آقا که خون را در چهرههای حاضرین می دواند، خبر غرور آفرینی است که انرژیاش همه را فرا میگیرد؛ آنجا که میفرمایند: ۱۰۰ سند محکم و غیر قابل خدشه درباره ترورهای آمریکا داریم که با انتشار آنها آبروی آمریکا را خواهیم برد...
طنز- محمد رضا شهبازي:
جناب آقای رييس دادگستري شهرستان ساوه در گفتوگو با یک خبرگزاری توضیحات مبسوطی درباره انواع مزاحمتهای خیابانی و مجازات های تعبیه شده برای آنها داده اند.
ایشان در قسمتی از این گفتوگو درباره متلک های خیابانی فرموده اند که طبق قانون، حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق جزای این عمل قبیح است.
واضح و مبرهن است که برای اعمال مجازات ابتدا باید خاطی را گرفت. ایضاً واضح و مبرهن است که برای این مهم، غالبا مردم باید به یکجا زنگ بزنند تا آنها بیایند و خاطی را بگیرند. البته برای این امر تمهیداتی لازم است. مثلا وقتی یک نفر را روز روشن چاقو میزنند و مردم فقط با موبایلشان فیلم میگیرند، وقتی نیروی انتظامی با تاخیر سر صحنه ها حاضر میشود و... شاید باید بیشتر برای انجام این امور، اقدامات لازم را انجام داد.

روح الله الموسوي الخميني تاريخ: 11/8/1358
دهم آبان ماه سالروز شهادت آيت الله قاضي طباطبايي اولين شهيد محراب بدست منافقين در سال1358 تعزيت و تسليت باد.

بر اساس اين اخبار ميتوان ادعا كرد كه با ديدار مزبور در راستاي لاپوشاني اختلافات موجود و نيز فعال ساختن بدنه فتنهگران جهت كاناليزه كردن آن به سوي خاتمي، سناريوي جديد و آلوده به نفاق فتنهگران به ليدري تاج زاده كليد خورده است.
همسر سردار شهید یوسف کلاهدوز: شاید علاقهاش را خیلی به من نمیگفت، ولی در عمل خیلی به من توجه میکرد. با همین کارهایش غصه دوری از خانوادهام یادم میرفت. حقوق که میگرفت، میآمد خانه و تمام پولش را میگذاشت توی کمد من. میگفت: «هر جور خودت دوست داری خرج کن». خرید خانه با من بود. اگر خودش پول لازم داشت می آمد و از من می گرفت. هر وقت هم که دلم برای پدر و مادرم تنگ می شد. آزاد بودم یکی دو هفته بروم اصفهان. اصلاً سخت نمی گرفت. از اصفهام هم که بر می گشتم، می دیدم زندگی خیلی مرتب و تمیز است. لباسهایش را خودش میشست و آشپزخانه را مرتب میکرد.
كيهان: رئيس گروهك نهضت آزادي نسبت به پيامدهاي درازمدت پيروزي اسلامگرايان در انتخابات تونس ابراز نگراني كرد.

شهید بزرگوار حسین فهمیده
سرویس دفاع مقدس ـ
هشتم آبان، سالروز شهادت نوجوان بسیجی محمد حسین فهمیده به عنوان روز بسیج
دانشآموزی نامیده شده تا یاد و خاطره 36 هزار دانشآموز شهید دفاع مقدس
زنده بماند.
به گزارش «تابناک»، در میان «داوطلبان» عرصه دفاع از
کشور در هشت سال جنگ تحمیلی، دانشآموزان بیشترین نمود را داشتند و
توانستند با فداکاریهای خود، نام خویش را در کنار مردان بزرگ این دیار
قهرمانپرور ثبت کنند.
هنوز فراموش نکردهایم، با آغاز تهاجم ارتش
بعث عراق به سرزمینمان، همه به پا خاستند تا از شرف، ناموس و خاک مقدس خویش
و انقلاب نوپای ایران اسلامی ـ که ثمره خون دهها هزار شهید و جانباز بود ـ
دفاع کنند؛ آن هم در برابر دشمنی که جبهه استکبار به پشتیبانیاش برخاسته
بود.
مردم مسلمان آمده بودند تا بار دیگر، درسی فراموش نشدنی به متجاوز بدهند و در این میان، دانشآموزان با غیرت و شجاع از پشت میزهای درس ـ داوطلبانه نه به اجبار ـ برخاستند و راهی جبههها شدند. حضور این نوجوانان دلیر در میدان دفاع از میهن، تصاویری ماندگار در ذهن تاریخ ایران به یادگار گذاشت که از آن جمله، میتوان به شهادت دلیرانه دانشآموز شهید محمد حسین فهمیده اشاره کرد.
همیشه از بچگی دوست داشتم جبهه برم و جنگ و از نزدیک ببینم بزرگتر که شدم جنگ تموم شده بود همش تو خونه میگفتم کی جنگ دوباره شروع میشه که برم ولی همه میگفتن خدا نکنه جنگ بشه، جنگ خانمان سوزه. نه انشاالله و ...
اما من دوست داشتم برم. نمیدونم چرا! شاید دلم واسه شهدا واسه جانبازا و یا حتی صفایی که تو مناطق جنگی بین رزمنده هاست حسودی میکرد. نمیدونم. فقط میدونم که عاشق جبهه بودم.
یه چیزایی از بچگی یادمه، خیلی کوچیک بودم، 3 یا شایدم 4 ساله، کوچیکتر بزرگترشو نمیدونم فقط یادمه که بابام داشت میرفت جبهه. تو ایستگاه راه اهن با خانواده جمع شده بودیم - من کوچیک بودم و تنها فرزند خانواده - یادمه موقعی که بابام سوار قطار شد که بره منطقه خوشحال بودم.
اما...
یکسال بعد که برگشت و با برانکارد از قطار اوردنش بیرون دیگه خوشحال نبودم.
کوچیک بودم اما همیشه خواب میدیدم که با دستای کوچیکم تفنگ بزرگی رو گرفتم و به تقاص خون تمام شهدا و جانبازا پا به میدون گذاشتمو همه اون نامردای نانجیب رو به هلاکت میرسونم.
و جالب اینجا بود که خودم هم شهید میشدم.
انشاالله

مردان قبلیه سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برید هیزم تهیه کنید» بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»
پاسخ: «صد در صد»، رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»

در زمان خلافت عمر، جوانى به نزد او آمد و از مادرش شکایت کرد. و ناله سر مى داد که :خدایا! بین من و مادرم حکم کن .عمر از او پرسید:مگر مادرت چه کرده است ؟ چرا درباره او شکایت مى کنى ؟
يادتان باشد اگر همچو پرستو رفتيدخانه مادري ما همه بيت الزهرا ست
يادتان باشد اگر تنگي دل غوغا كرد
مهدي فاطمه را ياد كنيد او تنهاست
هنوزم انتظار و انتظار است
| مصطفی عبدالجلیل: | |
| رئیس شورای انتقالی لیبی با اشاره به تشکیل کمیته تحقیق پیرامون مرگ معمر قذافی،کشته شدن وی را به نفع کسانی که با دیکتاتور منافع مشترک داشتند، دانست. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه الجزیره، "مصطفی عبدالجلیل" در یک نشست مطبوعاتی گفت: سخنانی که من دیروز بیان کردم به معنای لغو هیچ قانونی نیست.
|
محمدحسین جعفریان، از شاعران امروز خراسان است؛از نسلی كه جنگ را تجربه كرده است. او پس از جنگ و در سالها همكاری با «روایت فتح»، مستندهای بسیاری نیز از مناطق بحرانی جهان
ساخته و در عین اینكه دستی بر آتش روزنامه نگاری دارد، مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در تاجیكستان بوده است.
وی همچنین در بیش از دو دههای كه محفل ماه رمضان شاعران نزد رهبر انقلاب برگزار شده، از چهرههای ثابت این نشستها بوده و بارها در محفل مذكور، شعرخوانی داشته و تقریبا هر بار شعرش به طور ویژهای مورد تشویق رهبر انقلاب قرار گرفته است، چندان كه سال پیش، پس از خواندن شعر «عاشقانههای یك كلمه» رهبر انقلاب گفتند: «بدهید این شعر را خوشنویسی كنند و در بنیاد شهدا و ایثارگران آویزان كنند»؛ شعری كه جعفریان بر این باور است، اگر پیشتر، مسئولان جلسه را از آن آگاه میكرد، مانع خواندن آن میشدند!

قبض روح انسان یا دریافت کامل آن توسط فرشته مرگ آخرین مرحله از سکرات موت و اولین وهله از قدم گذاشتن به عالم برزخ است. کیفیت قبض روح افراد متناسب با چگونگی اعتقادات، روحیات، اعمال و بالاخره مجموعه ی شخصیت آنان است . گروهی از اهل ایمان که در تمام طول حیات خود تسلیم دستورات خداوند بوده و تا حد امکان خود را از رذایل اخلاقی پاک کرده و در ردیف اولیا و مقربین درگاه الهی قرار گرفته اند قبض روح آنان در آسان ترین و بهترین حالات صورت می گیرد.(1)
